* * *
روسري سياهمو مي بندم
چشماي چش به راهمو مي بندم
دارم سفر مي رم ، هوامو داري ؟
خدا ؟ هواي گريه هامو داري ؟
دارم مي رم كه نشنون صدامو
يه جا برم هيشكي ندونه جامو
هيشكي نباشه به دلم بخنده
دلم بره ، به هيشكي دل نبنده !
يه جا برم دور و برم نشينن
شب كه ميشه ، گريه هامو نبينن
رو زخماي هيشكي نمك نپاشم
تو لحظه هاي هيچكسي نباشم
دل به دل هر چي كه جاده س بدم
خاطره هاشم به خودش پس بدم ... !
يه جا برم سر به سرم نذارن
دلو هزار تيكه پسم نيارن
اشكاي بي قرارمو نبينن
بازي روزگارمو نبينن
مث دلم تنگه دل تفنگم
دوس ندارم با سرنوشت بجنگم
غصه هامو تو كوله بار مي ذارم
شعرامو مي بوسم كنار مي ذارم
دوباره پا مي شم نفس مي گيرم
واسه هميشه دلو پس مي گيرم ...
* * *
خدا ! دوباره ابري كن هوامو
بارون بريز ، پاك كنه رد پامو
يه جا ببر منو كه خيلي خسته م
دستاي بادم نرسون به دستم !
اون كه منو از دل قصه برداشت ،
يه ذره از حال دلم خبر داشت ؟
* * *
دستمال باروني گريه هام كو ؟
دارم سفر ميرم ... شال و كلام كو ؟
* * *
" آينه - فرهاد مهراد "